همترازی سازمانی

امروزه نقش همترازي در ارتقاي عملكرد سازماني بسيار مورد  توجه انديشمندان و پژوهشگران قرار گرفته است. همترازي عبارت است از حدود چسبندگي بين دو يا چند بعد سازماني براي ارتقاي عملكرد.

به هرحال، عليرغم شناخت اهميت همترازي سازمانی، تحقيقات اندكي در مورد پويايي همترازي صورت گرفته است . بايد در نظر داشت اگر راهبرد سازماني در و اكنش به محيط تغيير داده مي شود، لازم است ديگر عناصر سازماني به طور هماهنگ تغيير پيدا كنند تا همترازي بين عناصر سازماني حفظ شود.

همترازي بين ابعاد مختلف سازماني در گذشته مطرح شده است. همترازي سازمانی را در رابطه با حفظ سازگاري بين اهداف راهبردي و برنامه هاي اجرايي مورد تاكيد قرار داده و معتقد هستند كه همترازي ناظر بر تامين سازگاري بين لا يه هاي مختلف در فرايند برنامه ريزي است . برخی صاحبنظران همترازي سازمانی را در رابطه با فناوري اطلاعات مطرح ساخته و معتقد هستند كه همترازي فرايندي است كه از طريق آن گزينه يابي براي اكتساب، بهبود، و بكارگيري فناوري اطلاعات بايد با اهداف كسب و كار، عوامل سازماني، و محيط خارجي سازگار باشد . همترازي هم از نظر محتوايي و هم فرايند مورد توجه قرار گرفته است. به عنوان مثال، هندرسون و ونكاترامان مدلي را براي فرايند همترازي ابداع كرده اند كه مطابق آن بر همترازي بين چهار دامنه راهبرد كسب و كار، راهبرد فناوري اطلاعات، فرايندها و زيرساختهاي سازماني، و فرايندها و زيرساخت هاي فناوري اطلاعات در سازمان تاكيد مي شود. همترازي بين راهبرد كسب و كار و راهبرد سيستم هاي اطلاعاتي تحت عنوان “همترازي استراتژيك ” از طرف صاحب نظران مورد بحث قرار گرفته است.

همترازي بين راهبرد كسب و كار و سا ختار نيز با عنوان “همترازي كسب و كار”، و همترازي بين راهبرد سيستمهاي اطلاعاتي و ساختار تحت عنوان “همترازي سيستم هاي اطلاعاتي ” در ادبيات پژوهش مطرح شده است . ساب هروال و همكاران پنج نوع همترازي را به شرح زير تميز داده اند

۱) همترازي سازماني ؛۲) همترازي استراتژيك؛ ۳) همترازي سا ختاري؛ ۴) همترازي سيستم اطلاعاتي؛ ۵) همترازي ميان بعدي.

به هرحال، به دليل اهميت فزاينده همترازي سازمانی و نقش محوري آن در موفقيت سازمانها، مطالعات زيادي در خصوص شناسايي بيشتر اين متغير و چگونگي نقش و اثر آن در بقا و موفقيت سازمان انجام شده و در حال انجام است.

همترازي مبتني بر نقاط مرجع استراتژيك

همان طور كه پيشتر اشاره شد، همترازي عبارت است از تعديل يك شي در رابطه با شي ديگر. بنابراين، مساله اصلي مديريت ارشد ، ايجاد همترازي بين سطوح استراتژي با محيط سازمان و هماهنگي در ميان اجزاي مختلف سازمان است. بر اساس بسياري از نظريه هاي همترازي و تركيب بندي سازمان، در سازمان هايي كه هم ترازي ميان عوامل زمينه اي، ساختاري، و استراتژيك در تركيب بندي آن ها بالا است ، اثربخشي آنها در حد بالايي قرار دارد. سازگاري ميان متغيرهاي محتوايي و ساختاري بخش قابل توجهي از تحقيق هاي انجام شده در خصوص سازمان، استراتژي، ساختار و … را در بر مي گيرد . به عنوان مثال ،سازگاري ميان استراتژي سازماني و استراتژي منابع انساني توسط آرمسترانگ سازگاري استراتژي و ساختار توسط رابينز، سازگاري استراتژي و فرهنگ توسط سافولد، سازگاري ميان فرهنگ و استراتژي منابع انساني توسط پالته و كوسك و سازگاري ميان فرهنگ و ساختار توسط لينكولن و همكاران مورد بحث قرار گرفته است. آنچه براي سازگاري بين عناصر مختلف سازمان حائز اهميت است، دستيابي به چارچوب بنيادي است كه امكان قضاوت در خصوص ميزان همترازي بين عناصر سازماني را نشان دهد . به نظر مي رسد ماتريس نقاط مرجع استراتژيك چارچوبي است كه مي تواند راهگشا باشد . نقطه مرجع در واقع يك معيار فرضي است كه در ذهن مدير سازمان شكل مي گيرد و او موقعيت خود و يا سازمان خود را بر اساس آن مي سنجد . فيگنبام و توماس نقاط مرجع استراتژيك را به مثابه هدف ها و يا معيارهايي تعريف مي كنند كه مديران آنها را براي ارزيابي انتخاب هايشان و نيز علامت دادن به ساير افراد محوري سازمان و يا تعيين اولويت هاي سازماني به منظوراتخاذ تصميم هاي استراتژيك مورد استفاده قرار ميدهند. هرچند فيگنبام و همكاران استفاده از يك ماتريس سه بعدي خارجي، داخلي و زماني ) را براي تبيين نقاط مرجع استراتژيك توصيه كرده اند، اما بايد در نظر داشت كه به دليل سادگي، مدل هاي دو بعدي بيشتر مورد توجه قرار گرفته اند، و توجه به محيط و كنترل به عنوان نقاط مرجع ا ستراتژيك، مقطع مشترك بيشتر گونه شناسي ها در سطح سازمان هستند. از اين رو،گونه هاي متناظر معرف همترازي سازماني هستند.

مقالات مرتبط  امتیاز خالص ترویج کننده(رضایت مشتریان)

گونه هاي متناظر عناصر سازماني

با انتخاب محيط و كنترل به عنوان نقاط مرجع استراتژيك ، گونه هاي مختلف عناصر سازماني را مي توان شناسايي و با هم همتراز ساخت . در اين صورت ، هر ربع متناظر در گونه شناسي عناصر سازماني بالاترين درجه همترازي را به نمايش مي گذارد . براي درك بيشتر اين موضوع لازم است گونه هاي مختلف عناصر سازماني را كه انديشمندان مديريتي بر حسب دو بعد محيط و كنترل مطرح ساخته اند، مدنظر قرار دهيم . مايلز و اسنو برمبناي نقاط مرجع محيط و كنترل، راهبردهاي سازماني را به چهار گروه آينده نگر ، تدافعي، تحليلگر و واكنشي دسته بندي كرده اند. چهار گونه ساختاري توسط دفت معرفي شده اند كه بازتاب محيط و كنترل بر ساختار رانشان مي دهند . دنيسون نیز گونه هاي فرهنگ سازماني را در ماتريسي دو بعدي قرار داده است كه در يك محور آن كنترل و در محور ديگر كانون توجه به محيط (داخلي و خارجي ) قرار مي گيرد. بامبرگر و مشولم با در نظر گرفتن دو محور اساسي توجه به بازار كار (محيط داخلي و خارجي )و نيز كنترل (محصول يا فرايند) ماتريسي را استخراج كرده اند كه گونه هاي چهارگانه استراتژي منابع انساني يعني پيمانكارانه، ثانويه، متعهدانه و پدرانه را نشان مي دهد. بنابراين، با در نظر گرفتن دو بعد محيط و كنترل، اولاً گونه هاي متناظر راهبرد سازماني، فرهنگ، ساختار، و راهبرد منابع انساني را مي توان براي سنجش همترازي عناصر بكار گرفت . ثانياً رابطه بين درجه همترازي عناصر و عملكرد سازماني را مورد مطالعه قرار داد. 

اگر محيط و كنترل دو نقطه مرجع استراتژيك در بررسي همترازي سازماني به حساب بياوريم، بايد همترازي ر ا به مفهوم گونه هاي متناظر تعريف كرد . به عنوان مثال ، در ربع تمركز بر محيط داخلي و كنترل كم، گونه استراتژي سازماني واكنشي است كه با گونه هاي متناظر يعني فرهنگ درگير شدن، ساختار ارگانيك، استراتژي متعهدانه منابع انساني همتراز است . نتيجه اين كه براي هر يك از عناصر سازماني ، چهار وضعيت متفاوت برقرار است كه مي تواند معرف همترازي قابل پيش بيني باشد. كه بين آنها تناظر مطلوب بين عناصر چهارگانه است.

به عنوان مثال، در جاييكه تمركز بر محيط داخلي است و درجه كنترل پايين است، ضروري است سازمان استراتژي واكنشي را انتخاب كرده و فرهنگ همتراز با اين گونه استراتژي، فرهنگ درگير شدن است كه در مدل دنيسون آمده است . همچنين ساختار سازماني و استراتژي منابع انساني همتراز با آن، به ترتيب ساختار ارگانيك، و استراتژي منابع انساني متعهدانه است كه توسط دفت و بامبرگر ارائه شده اند . هر چند تعريف همترازي به مفهوم آن است كه گونه هاي شناسايي شده براي عناصر سازماني راهبرد سازماني؛ ساختار سازماني، فرهنگ سازماني، و راهبرد منابع انساني، در يكي از ربعهاي متناظر ماتريس نقاط مرجع استراتژيك قرار گيرند، اما درجه همترازي سازمانی را تنها ميتوان بر مبناي مجاورت نقاط به يكديگر سنجيد.

برگرفته از  www.ensani.ir

درباره نویسنده

یک دیدگاه بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *